تبليغاتX
خرسی

خرسی

صبح ها در محل کار صبحانه می خورم و از نعمت بزرگ دور هم بودن در جمع خانواده در مورد این وعده مهم معذورم زیرا قبل از خروس خوان و در میان ضیافت شبانه گربه ها مجبورم ترک منزل کنم و به سوی محل کار در فرسنگها دورتر بروم اما اصل مطلب قبلا که نان به وفور بود و ارزان آنقدری نان اضافه می آمد که حتی اردک و مرغ های همکار ما هم از آن بی نصیب نبودند و روز به روز پروارتر می شدند و از کنار آن ماهی سالی چند بار هم چند تخم مرغی به ما می رسید تا صبح ها نیمرو نوش جان کنیم اما با افزایش قیمت نان هم مرغ ها و ارک ها از نان محروم شدند و هم ما از نیمروی افتخاری اما خدا کند که آن طفل کوچکی که به نان و خیار شب به بالین می گذاشت هم اکنون هم تکه نانی داشته باشد
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم خرداد 1390ساعت 8:59  توسط حسین آراد  | 

شروع دوباره

سلام

فعلا برای شروع زیاد هم هست

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم فروردین 1390ساعت 1:19  توسط حسین آراد  |